آذر ۱۲, ۱۳۹۵ سینا حسن زاده 2Comment

سلام!

اگر دنبال معرفی و غیره و دلک من هستید، برید و صفحه درباره سینا رو بخونید.

راستش اینجا اومدم دلیل شروع بلاگ شخصیم رو بگم.

اوایل دوران حضورم در اینترنت، یه جورایی شاگردی می‌کردم.

می‌نوشتم، مطلب زیاد می‌نوشتم و همینطور زیاد می‌خوندم.

می‌خواستم راهمو پیدا کنم، از دوستان زیادی هم کمک گرفتم.

با نوشتن درباره بلاگینگ شروع کردم.

خب خواهان زیاد نداشت و البته تنها موضوعیه که یک بلاگر تازه‌کار می‌تونه در‌باره‌ش بنویسه.

از اونجایی که به آی‌تی هم علاقه داشتم، نوشتن اخبار و آموزش‌های آی‌تی رو شروع کردم.

در آی‌تی رسان و آی‌تی پورت به عنوان نویسنده و مترجم مشغول شدم.

همچنین، با یک ادمین و فرنیان هم در حوزه بازاریابی و سئو، همکاری‌هایی داشته‌ام.

پس از مدتی، تونستم راه خودمو مشخص کنم، می‌دونم چی رو می‌خوام ادامه بدم و اهدافم چیه.

یک تجربه ناموفق با کلاه نمدی داشتم، ولی چیزهای زیادی یاد گرفتم.

تصمیمم این بود که حوزه بازاریابی رو ادامه بدم.

به همین دلیل خوشه چین رو راه انداختم.

استراتژی و اهداف خوشه چین، مشخص و در حال اجرا است.

از دنیای آنلاین که دور بشیم، من در دنیای واقعی هم دوستان زیادی پیدا کردم.

در مشهد، شاید آی‌تی و اینترنت، زیاد همه‌گیر نباشه، اما باز هم میشه افراد متخصصی داخلش پیدا کرد.

جلسات همفکر و ماراتون استارتاپی دانشگاه فردوسی در این زمینه، کمک‌های زیادی به من کرد.

در نظر خودم، این سرمایه‌های انسانی که به دست می‌آوریم، خیلی بیشتر از پول، برندینگ، مهارت و … به درد آدم می‌خوره!

خب این خلاصه‌ای بود از خودم و این ۴ سال، شاید تاکنون متوجه شده‌باشید که من برای این بلاگ شخصیم رو شروع کردم که اصولا به نوشتن علاقه وافری دارم!!

این روزها، حتی داستان هم دارم می‌نویسم، به همین خاطر یکی از دسته‌بندی‌های بلاگ،  داستان هست.

همینطور، چند وقتی هست که به سیاست و غیر سیاست بیشتر توجه می‌کنم و چشم‌هایم را بازتر نگاه داشته‌ام!

با فقط ۶۳۳۰ روز سن، تصور می‌کنم در جایگاه خوبی هستم و می‌توانم درباره یکسری موضوعات (حداقل موضوع کاری خودم!) اظهار نظر کنم.

قراره بیام اینجا و هر از چندگاهی، توپی و تشری به خودم و زندگی و کار و دنیای بیرون بزنم، چون من فقط با نوشتن و گوش‌دادن به موسیقی آروم میشم.

شاید گاهی، کسی از پست من ناراحت بشه، یا خوشحال بشه و یا شاید هم عصبانی!!

درسته زبان تندی دارم، اما به کسی توهین نمی‌کنم :))

خب بریم که ببینیم قضای الهی برامون چی می‌خواد و ما چقدر می‌تونیم از فرصت‌هاش به درستی استفاده کنیم.

جمیعا موفق باشید!

2 thoughts on “بعد از ۴ سال، گمونم وقتشه

  1. سلام خداقوت آقا سینا
    منم برای اولین بار که شما رو در لایوبلاگ نویسی های ماراتون شناختم.متوجه شدم که خوب کسی در این جایگاه قرار گرفته و بسیار خلاق و ماهر در نوشتن هستش.
    از اونجا به بعد بود که دارم دنبال میکنم.
    و امیدوارم روزی همکاری ای در همین زمینه های فناوری داشته باشیم!
    کارت عالیه موفق باشی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

65 + = 69