خانه / داستان

داستان

مرد، دستشویی و محرم

پارک برخلاف همیشه شلوغ بود؛ گویا ماه محرم و نذری‌هایی که وقف می‌شد، بر این ازدحام اثر گذاشته بود. بچه‌های کوچکتر که چیزی از عزاداری نمی‌فهمیدند، بازی می‌کردن و خانواده‌های سیاه‌پوش آنان، هرکام در حال انجام کاری بودند. انگار قرار بود مراسم تعزیه‌ای برگزار شود و همین باعث رفت و …

ادامه مطلب »